خلاصه مطلب

بذارید همین اول کار با یه تصویر آشنا شروع کنیم؛ یه زمین چمن مصنوعی یا خاکی، صدها بچه قد و نیم‌قد که با لباس‌های رنگارنگ صف کشیدن و مربی‌هایی که با یه سوت و یه تخته‌شاسی کنار زمین ایستادن. بچه‌ها میرن تو زمین، ده دقیقه بازی می‌کنن، مربی چند تا اسم رو یادداشت می‌کنه و بقیه رو می‌فرسته خونه. خیلی از ما فکر می‌کنیم این پروسه همون «استعدادیابی» فوتباله. اما بذار خیالت رو راحت کنم؛ این روشی که سال‌هاست تو خیلی از مدارس فوتبال می‌بینیم، هیچ ربطی به استعدادیابی واقعی نداره. تو فوتبال مدرن امروز، پیدا کردن ستاره‌هایی که قراره ده سال دیگه تو فینال لیگ قهرمانان اروپا بازی کنن، یه علم فوق‌العاده پیچیده، جذاب و دقیقه.

برای اینکه دقیقا بفهمیم تو آکادمی‌های بزرگ دنیا چه خبره، اول از همه باید خط کشیامون رو مشخص کنیم و فرق بین دو تا مفهوم رو که خیلی وقتا به اشتباه جای هم به کار میرن، درک کنیم: انتخاب بازیکن یا تست گرفتن (Talent Selection) واستعدادیابی(talent identification)

فرق زمین تا آسمونِ استعدادیابی با تست گرفتن

فرهنگ نتیجه‌گرایی که متاسفانه تو خیلی از تیم‌های پایه وجود داره، باعث شده مربی‌ها از طرف مدیران یا حتی خانواده‌ها تحت فشار باشن که فقط مسابقه آخر هفته رو ببرن. همین موضوع باعث میشه مربی به جای ساختن بازیکن برای آینده، دنبال بازیکنی بگرده که همین امروز قوی‌تر، سریع‌تر و گنده‌تره و می‌تونه تیم رو برنده کنه. به این کار می‌گن انتخاب بازیکن یا همون تست گرفتن.

تست گرفتن یعنی تمرکز کامل روی زمان حال؛ یعنی پیدا کردن بازیکنی که در این لحظه بهترین عملکرد رو داره. اما استعدادیابی یه نگاه عمیق و بلندمدته. تو استعدادیابی، ما دنبال پتانسیل‌های پنهان می‌گردیم؛ دنبال اینکه پیش‌بینی کنیم یه بچه ده ساله که شاید امروز خیلی ریزنقش و ضعیف به نظر برسه، وقتی به سن بیست سالگی رسید و بلوغ فیزیکیش کامل شد، قراره چه هیولایی تو زمین فوتبال بشه.

برای اینکه این تفاوت‌ها خیلی قشنگ و شفاف براتون جا بیفته، بیایید نگاهی به جدول زیر بندازیم که این دو تا دیدگاه رو با هم مقایسه می‌کنه:

ویژگی‌های اصلی تست و انتخاب بازیکن (Talent Selection) استعدادیابی واقعی (Talent Identification)
هدف و تمرکز زمانی موفقیت تو زمان حال و نتیجه‌گیری فوری تو مسابقات ساختن ستاره برای آینده و توسعه بلندمدت بازیکن
معیار اصلی مربی آمادگی جسمانی، قدرت بدنی، سایز فیزیکی و زورِ بازو هوش فوتبالی، تکنیک، سرعت تصمیم‌گیری و پتانسیل رشد
نگاه به بلوغ فیزیکی انتخاب چشم‌بسته بازیکن‌هایی که زودتر بالغ و درشت شدن در نظر گرفتن تفاوت‌های بیولوژیکی و سن رشدی هر بچه
نتیجه نهایی سیستم برنده شدن کاپ‌های بی‌ارزش تو رده‌های سنی پایه تولید بازیکنان نخبه و تزریق اونا به تیم‌های بزرگسالان

وقتی یه آکادمی فقط رو سیستم تست‌گیری و انتخاب بازیکن جلو بره، استعدادهای نابی که از نظر ژنتیکی دیرتر رشد می‌کنن، به راحتی نادیده گرفته میشن و کلا از چرخه فوتبال حذف میشن.

قاتل خاموشِ استعدادها: تله فیزیک بدنی و اثر سن نسبی (RAE)

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های علمی که تو بحث تست و استعدادیابی مطرح میشه، پدیده‌ای به اسم اثر سن نسبی (Relative Age Effect) یا همون RAE هست. تو سیستم‌های سازمان‌یافته فوتبال، بچه‌ها بر اساس سال تولد تو تیم‌های مختلف (مثلاً زیر ۱۲ سال، زیر ۱۵ سال) دسته‌بندی میشن.

حالا مشکل کجاست؟ تو یه رده سنی مشخص، بچه‌ای که تو ماه ژانویه (اولین ماه سال میلادی) به دنیا اومده، تقریبا ۱۱ تا ۱۲ ماه از بچه‌ای که تو ماه دسامبر (آخرین ماه سال) به دنیا اومده بزرگ‌تره. تو سنین کودکی و نوجوانی، این ۱۲ ماه اختلاف سن، یعنی یک سال رشد بیولوژیکیِ بیشتر. بازیکنی که تو ماه‌های اول سال متولد شده، معمولا قد بلندتر، عضلانی‌تر و سریع‌تره.

آمارها نشون میده که مربی‌ها تو تست‌گیری‌ها بدجوری گول این برتری فیزیکی رو می‌خورن. مثلا تو بعضی رده‌های پایه‌ی آلمان، حدود ۶۱ درصد از بازیکن‌های انتخاب شده متولد شش ماه اول سال بودن. این یعنی مربی‌ها فقط به خاطر هیکل درشت‌تر اون بچه‌ها رو انتخاب کردن، در حالی که بچه‌های متولد ماه‌های آخر سال که شاید هوش و تکنیک بهتری داشتن، به خاطر جثه ریزتر خط خوردن. تحقیقات حتی تو آکادمی‌های حرفه‌ای اسکاتلند هم نشون داده که این سوگیری از سنین زیر ۱۲ سال خودش رو نشون میده و باشگاه‌ها ناخودآگاه استعدادهای اصیل رو فدای قدرت بدنی زودرس می‌کنن.

تاریخ فوتبال پر از ستاره‌هاییه که اگر سماجت خودشون نبود، همین سیستم‌های غلط تست‌گیری اونا رو نابود کرده بود. یه نمونش آنتوان گریزمنه. گریزمن تو نوجوانی بارها توسط باشگاه‌های فرانسوی مثل لیون دعوت شد، اما هر بار خط خورد؛ چرا؟ چون می‌گفتن قدت خیلی کوتاهه و جثه ضعیفی داری. اما استعدادیاب‌های باشگاه رئال سوسیداد اسپانیا به جای نگاه کردن به هیکل گریزمن، پتانسیل، تکنیک و هوش اون رو تو ۱۳ سالگی دیدن و جذبش کردن.

داستان جیمی واردی هم شاهکاره. واردی تو ۱۶ سالگی توسط آکادمی شفیلد ونزدی به خاطر جثه کوچیکش اخراج شد. اون مجبور شد سال‌ها تو لیگ‌های آماتور و محلات بازی کنه، اما در نهایت با تکیه بر سرعت و غریزه گلزَنیش، خودش رو به سطح اول انگلیس رسوند و قهرمان لیگ برتر شد. حتی هری کین هم تو بچگی توسط آرسنال رد شد چون به نظر می‌رسید فیزیک یا سرعت چشمگیری نداره. این مثال‌ها نشون میده که تمرکز روی قدرت بدنی تو زمان حال، چطور می‌تونه قاتل استعدادهای واقعی باشه.

فرمول جادویی آژاکس: از مدل TIPS تا ترفند SPIT

حالا ممکنه بپرسید باشگاه‌های بازیکن‌سازی مثل آژاکس آمستردام که همیشه معدن استعداد بودن، چطور کار می‌کنن؟ آژاکس برای استعدادیابی از یه فلسفه فوق‌العاده معروف به اسم TIPS استفاده می‌کنه. تو این مدل، فیزیک بدنی اصلا تو اولویت‌های اول نیست و تمرکز روی چهار تا ویژگی بنیادینه:

  • T تکنیک (Technique):

    منظور از تکنیک این نیست که بازیکن بتونه صد تا روپایی بزنه. تکنیک یعنی تسلط رو توپ تو فضاهای خیلی کوچیک، داشتن کنترل اولیه‌ی بی‌نقص و پاس‌کاری‌های تک‌ضرب تحت فشار حریف. تکنیک باید اون‌قدر تو ضمیر ناخودآگاه بازیکن نهادینه بشه که مغزش آزاد باشه تا به جای نگاه کردن به توپ، جریان بازی رو بخونه.

  • I هوش یا بینش (Insight/Intelligence):

    هوش فوتبالی یعنی درک تاکتیک‌ها، خوندن بازی، پیش‌بینی اتفاقات قبل از رخ دادن و اینکه بدونی کِی باید توپ رو نگه داری و کِی پاس بدی.

  • P شخصیت (Personality):

    استعدادیاب‌ها دنبال بازیکنی می‌گردن که جسارت داشته باشه، نترسه، بتونه با هم‌تیمی‌هاش حرف بزنه و رهبری کنه و از همه مهم‌تر، وقتی اشتباه کرد یا تیم عقب افتاد، وا نده و روحیه‌اش رو نبازه.

  • S سرعت (Speed):

    اینجا فقط منظور سرعت دویدن نیست؛ سرعت انتقال توپ، سرعت تصمیم‌گیری تو مغز و استارت‌های انفجاری تو مسافت‌های کوتاه ملاکه.

اما یه نکته خیلی جذاب و ریز تو سیستم آژاکس وجود داره. وقتی استعدادیاب‌های این باشگاه دنبال بازیکنای ۱۵ تا ۱۸ ساله می‌گردن، فرمول رو کمی تغییر میدن و به جای TIPS، دنبال SPIT می‌گردن! یعنی اولویت اولشون میشه سرعت (Speed) و شخصیت (Personality)؛ چرا؟ چون اونا معتقدن که اگر یه جوون ذاتا سریع باشه و شخصیت یادگیری، رقابت‌طلبی و رهبری داشته باشه، مربی‌های آکادمیِ آژاکس اون‌قدر کاربلد هستن که بتونن هوش (Insight) و تکنیک (Technique) رو بهش آموزش بدن و سطحش رو بالا ببرن. این همون نگاه عمیق تو استعدادیابیه.

فوتبال مدرن، بیگ‌دیتا و هنر اسکن کردن محیط

تو دوره و زمونه‌ی ما، استعدادیابی دیگه فقط به یه دفترچه یادداشت و یه مربیِ پیر کنار زمین ختم نمیشه. بیگ‌دیتا (Big Data) و تحلیل داده‌ها بازی رو کاملا عوض کردن. باشگاه‌ها حالا با استفاده از هوش مصنوعی و پوشیدنی‌های هوشمند مثل GPS، متغیرهایی مثل سرعت استارت‌ها، مسافت‌های طی شده با شدت بالا، میزان امید گل (xG) و پاس‌های پیش‌رونده رو بررسی می‌کنن.

اما یکی از خفن‌ترین و جدیدترین کشفیات علمی تو استعدادیابی فوتبال که الان به شدت رو بورسه، بحث اسکن کردن (Scanning) یا همون جستجوی چشمی و محیطیه.

پروفسور گیر جوردت (Geir Jordet)، محقق برجسته نروژی، سال‌ها روی این موضوع تحقیق کرده و الان مرجع جهانی این بخشه. اسکن کردن یعنی اون حرکات و چرخش‌های سریعِ سرِ بازیکن قبل از اینکه توپ بهش برسه؛ یعنی بازیکن چند بار سرش رو می‌چرخونه تا ببینه هم‌تیمی‌ها، حریف‌ها و فضاهای خالی دقیقا کجا هستن.

تحقیقات جوردت نشون میده که بازیکنان نخبه، مخصوصا هافبک‌های وسط، فرکانس اسکن بسیار بالایی دارن. این نگاه‌های سریع به محیط اطراف باعث میشه تا بازیکن قبل از رسیدن توپ بدونه قراره چه کار کنه. به همین دلیله که اونا خیلی راحت‌تر توپ رو کنترل می‌کنن، درصد پاس‌های سالمشون بیشتره و کمتر تحت فشار توپ رو لو میدن. حالا تو سیستم‌های مدرن استعدادیابی، به جای اینکه فقط ببینن یه بازیکن چطور شوت می‌زنه، تعداد دفعاتی که سرش رو قبل از رسیدن توپ می‌چرخونه رو می‌شمارن تا بفهمن هوش محیطی و توانایی‌های شناختیش در چه حده.

برنامه بزرگ فیفا (TDS) برای آینده فوتبال

وقتی می‌بینیم که چطور سیستم‌های سنتی تست‌گیری به خاطر اثر سن نسبی استعدادها رو نابود می‌کنن، می‌فهمیم که یه جای کار می‌لنگه. فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) هم بیکار ننشسته و برای حل این مشکل تو سطح جهانی، یه پروژه عظیم به اسم طرح توسعه استعدادهای فیفا (Talent Development Scheme) یا همون TDSراه انداخته.

آرسن ونگر، مدیر توسعه جهانی فوتبالِ فیفا، رهبری این طرح رو بر عهده داره. فیفا با اختصاص دادن ۲۰۰ میلیون دلار بودجه و ارسال مربیان و متخصصان استعدادیاب به بیشتر از ۲۰۰ کشور عضو، یه هدف بزرگ داره: تا پایان سال ۲۰۲۷، حداقل ۷۵ آکادمی نخبگان تو سراسر جهان تاسیس بشه.

هدف اصلیِ طرح TDS اینه که فرصت‌های برابر رو برای همه ایجاد کنه. فیفا می‌خواد مطمئن بشه که فرآیند کشف و پرورش استعداد تو کل دنیا به شکل علمی و بلندمدت انجام میشه تا هیچ بچه بااستعدادی، فرقی نمی‌کنه تو کدوم کشور به دنیا اومده باشه یا جثه‌اش چقدر کوچیک باشه، از چرخه حرفه‌ای فوتبال جا نمونه. فیفا به فدراسیون‌ها کمک می‌کنه تا سیستم‌های استعدادیابی داخلیشون رو بر اساس علم روز و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت بازسازی کنن.

حرف آخر

اگه بخوایم همه این حرف‌ها رو جمع‌بندی کنیم، باید بگیم که پیدا کردن ستاره‌های آینده فوتبال دیگه با یه بازی دست‌گرمی ده دقیقه‌ای و انتخاب کردن چند تا بازیکن هیکل‌دار ممکن نیست؛ استعدادیابی یه پروسه صبورانه، علمی و روان‌شناختیه.

باشگاه‌ها و مربی‌هایی موفق میشن که تفاوت بین تست‌گیریِ سطحی و استعدادیابیِ عمیق رو درک کنن؛ کسایی که بدونن فیزیک بدنی با گذشت زمان درست میشه، اما هوش، شخصیت جنگنده و توانایی اسکن کردن محیط چیزهاییه که عیار واقعی یه بازیکن رو مشخص می‌کنه. اگر این نگاه تو فوتبال پایه نهادینه بشه، دیگه هیچ استعدادی به خاطر قد کوتاه یا متولد شدن تو ماه‌های آخر سال، از رسیدن به رویاهاش باز نمی‌مونه.

فهرست مطالب

Facebook
X
LinkedIn
Telegram
WhatsApp
Email
Threads
Pinterest

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *